شجاعت همه شجاعت نزد ماست، چون نميترسيم
با گذشت زمان و كم كمك پا به عرصه خودنمايي هاي شگفت انگيز گذاشتن جنبش نوپاي ايران به باز شناسي اين عزيز ايراني مي پردازيم
جنبشي كه هرچه مرور و عبور زمان بر آن ميگذرد جوانتر و شادابتر ميگردد و بذر اميد را بيشتر و بيشتر در دلها به بار مينشاند و به هزار زبان ميگويد كه از آن ماست پيروزي
بسان زال در شعر فردوسي كه گفت چو نه ماهه شد همچو نه ساله بود
عظيم و قدرتمند، چونان پهلواني كه با غول در مي افتد و هر عرصه را بر دشمنش تنگ ميكند، خود مي نمايد و پيروز خارج ميشود
در اينجا در افتادن اين نه ماهه كه نه ساله با غول پير سي ساله كه همه جان مايه اش را به ميدان آورده بود، تنها و تنها ظاهر شدن در مقابل او پيروزيست و اين خودنمايي كه بگويد هماوردت منم .
مابقي آنچه كه ديروز گذشت و هرچه بيشتر از آن بود فتح پس از فتح قله هاي رفيع شهامت و عزت و اقتدار ايرانيان بود كه در هر خيابان خود مي نماياند، صحنه هاي زجر خياباني صحنه هاي شكست ما نبود صحنه هاي شكست كساني بود كه با همه قدرت به ميدان آمده بودند
قدرت آن نبود كه با سلاح و تجهيزات و بلندگو و همه امكانات آمده بود
قدرت آن بود كه بي سلاح مي ايستاد و ميگفت حق با من است
شجاعت آن نبود كه به وحشيانه ترين شيوه ضربات خودش را بر پيكر ما وارد ميكرد، شجاعت آن بود كه ميگفتيم كه با همه اين ضربات و با همه اين ترفندهايت من در مقابلت مي ايستم و از تو نميترسم
شجاعت همه شجاعت نزد ماست، چون نميترسيم
با گذشت زمان و كم كمك پا به عرصه خودنمايي هاي شگفت انگيز گذاشتن جنبش نوپاي ايران به باز شناسي اين عزيز ايراني مي پردازيم
جنبشي كه هرچه مرور و عبور زمان بر آن ميگذرد جوانتر و شادابتر ميگردد و بذر اميد را بيشتر و بيشتر در دلها به بار مينشاند و به هزار زبان ميگويد كه از آن ماست پيروزي
بسان زال در شعر فردوسي كه گفت چو نه ماهه شد همچو نه ساله بود
عظيم و قدرتمند، چونان پهلواني كه با غول در مي افتد و هر عرصه را بر دشمنش تنگ ميكند، خود مي نمايد و پيروز خارج ميشود
در اينجا در افتادن اين نه ماهه كه نه ساله با غول پير سي ساله كه همه جان مايه اش را به ميدان آورده بود، تنها و تنها ظاهر شدن در مقابل او پيروزيست و اين خودنمايي كه بگويد هماوردت منم .
مابقي آنچه كه ديروز گذشت و هرچه بيشتر از آن بود فتح پس از فتح قله هاي رفيع شهامت و عزت و اقتدار ايرانيان بود كه در هر خيابان خود مي نماياند، صحنه هاي زجر خياباني صحنه هاي شكست ما نبود صحنه هاي شكست كساني بود كه با همه قدرت به ميدان آمده بودند
قدرت آن نبود كه با سلاح و تجهيزات و بلندگو و همه امكانات آمده بود
قدرت آن بود كه بي سلاح مي ايستاد و ميگفت حق با من است
شجاعت آن نبود كه به وحشيانه ترين شيوه ضربات خودش را بر پيكر ما وارد ميكرد، شجاعت آن بود كه ميگفتيم كه با همه اين ضربات و با همه اين ترفندهايت من در مقابلت مي ايستم و از تو نميترسم
شجاعت همه شجاعت نزد ماست، چون نميترسيم