تقديم به شهداي قيام
كوچه ها را گشتهايد
خيابانها و خانهها را
سايهها را گشتهايد،
اشكها و لبخندهارا
اميدها وبيمهارا
نامهها و سيمهاي تلفن را
و خسته وهراسان متوقف شده وشكست خوردهايد
متوقف شده و شكست خوردهايد،
در پشت طنابهاي دار
درپشت تختهاي خونين شكنجه و زندانها
درپشت دروازهٌ قلبها
و در پشت قطرات خونها…
***
به جستجو بپردازيد
درزير پوست مردم
و دراعماق چشمها،
استخوانها و رگها را تفتيش كنيد
آرزوها و انديشهها را از تورهاي خياباني بگذرانيد،
در ميان سنگهاي سخت نفرت
در ميان شعلههاي سرخ خشم
ودرميان بيپايان آبي عشق
مارا جستجو كنيد،
ما آنجاييم
چون رودي از بهار و رويش،
از همه جا سربر ميآوريم
در كوچهها چون سلام
و از درب گشوده خانهها
و بربامها ميشتابيم
براي برافراشتن پرچم قيام
ما را در هرجا كه پرچم قيام افراشته است جستجوكنيد
كوچه ها را گشتهايد
خيابانها و خانهها را
سايهها را گشتهايد،
اشكها و لبخندهارا
اميدها وبيمهارا
نامهها و سيمهاي تلفن را
و خسته وهراسان متوقف شده وشكست خوردهايد
متوقف شده و شكست خوردهايد،
در پشت طنابهاي دار
درپشت تختهاي خونين شكنجه و زندانها
درپشت دروازهٌ قلبها
و در پشت قطرات خونها…
***
به جستجو بپردازيد
درزير پوست مردم
و دراعماق چشمها،
استخوانها و رگها را تفتيش كنيد
آرزوها و انديشهها را از تورهاي خياباني بگذرانيد،
در ميان سنگهاي سخت نفرت
در ميان شعلههاي سرخ خشم
ودرميان بيپايان آبي عشق
مارا جستجو كنيد،
ما آنجاييم
چون رودي از بهار و رويش،
از همه جا سربر ميآوريم
در كوچهها چون سلام
و از درب گشوده خانهها
و بربامها ميشتابيم
براي برافراشتن پرچم قيام
ما را در هرجا كه پرچم قيام افراشته است جستجوكنيد